وقتی که داری دنبال آرزوهات میدوی آروم بدو چون شاید تو هم آرزوی کسی باشی
چهار روز پیش مدرسه . با بچه ها داخل ابخوری بودیم . که نمیدونم یهو چی شد شروع کردیم بزن و برقص و منم اهنگ گذاشتم اهنگ ناری ناری علیرضا روزگار. خلاصه تو ابخوری با بچه ها ترکوندیم.یکی از دوستان خیلی حرفه ای تکنو میرفت حیف که فیلمش حذف شد.چیز باحالی شده بود.زنگ اخر معاون امد دم در صدا زد احمد رحیمی. فرهاد نیکبخت و فلان و فلان... 5تا بودیم. من نمیدونستم جریان از چه قراره .با صدای بلند گفت اومدین مدرسه رقاصی! تعجب کردیم اخه اونجا کسی نبود.فرهاد گفت ما همچین کاری نکردیم. داخل ابخوری تازه دوربین گذاشته بودن ندیده بودیمش. برای که صداش بپیچه. فیلم رو نشون داد. از بر و بچ رقاص کسی طاقت نگاه کردن فیلم رو نداشت جلوی معاون و مدیر... .پ.ن.حالا خوبه اهنگ خوشگلا باید برقصن رو نگذاشته بودم بهش بگو دلت دیگه اونو نمیخواد حرف اخره.... اگه شکستن دلش از غم تو بدتره فکر نکن اگه بره دلتو میمیره فکر نکن.... اگه بشکنه قلب تو اروم میگیره فکر نکن.... اون لیاقت فکر کردنو نداره فکر نکن.... دیگه اون مال تو نیست رفته واسش اشکات و نریز بسه دیگه دوست نداره اون که دلش واسه ی تو نیست رفته میدونم یه روز اون دوباره میادش که با تو بمونه ولی مگه دل من بدی های که کرده به من میره از یادش بگو بزار بره دیگه نیاد.... بهش بگو دلت دیگه اونو نمیخوا ahmad اهنگ : مهدی افشار. حتما دانلود کنید 10 دقیقه نمیشه که از عروسی برگشم و الان با چشای خابالو دارم مینویسم و از فنجان چای که کنار دستم هست میزنم. امروز برام خیلی خسته کننده بود.دم غروب سر کلاس بودم موقع برگشتن باران شدید گرفت همه ذوق باران رو داشتن خیلی شدید بود مدتی صبر کردم که شاید کمتر بشه اما چاره ای نبود امدم. اونقدر لباسم باران خورد و خیس شدم که دیگه برام فرقی نداشت از زیر ناودان اب کوچه یا مغازه رد بشم. هنوزم اون حس سردی تو استخون دست و پام شارش میکنه. ولی قدم زدن دو نفره زیر باران رو خیلی دوست دارم. از بچگی از بوی خاک باران خورده خوشم میومد. یه حس خاصی بهم دس میده. چیه دلم گرفتی واسه چی داری گریه می کنی؟ دیروز تو نم نمک بارون با دوستم محمد رفتیم بیرون قرار بود محمد بره یه چیزی بگیره که نمیدونستم. برای کادو برای دوستش.. بازار رو چرخ زدیم اما چیز دلچسپ پیدا نکردیم. من حسابی خسته بود. کنارمون یه ماشین مدل بالا بود. از این دو در جدیدا ( تویوتا کوپه ) بهش تکیه دادیم .داشتیم حرف میزدیم. یهو دیدم یه دختر خانوم باکلاس امد بهم گفت : اقا میشه منم به ماشین شما تکیه بدم ؟ گفتم نه نمیشه عجله دارم میخواییم بریم. دیدم دختره رفت در ماشین رو بازکرد و یه لبخند تمسخر آمیز زد و سوار شد و تو اینه به طرف ما نگاه میکرد و میخندید. یه لحظه سکوت کردیم و که این دیگه چه جورش یود! محمد از این قضیه ته دلش یه بمب خنده جمع شده بوداما سعی میرد جلو دختره نخنده .منم خندم گرفته بود. اما قیافامون مثل چی شده بود... پ.ن. دلگیرم از این شهر سرد..........این ادمکای دروغکی..... اصلا از هرچی هرحرف که با دوست داشتن شروع میشه هست متنفرم.... عکسمو گذاشتم !!! نظر یادت نره! قابل توجه دخترا: تو چشمام نگاه نکنید! نامحرم ! ( نیشخند) بقیش ادامه مطلب.... چه زود گذشت سال و ماه . انگار همین دیروز بود که تو وبم نوشتم عیدتون مبارک و چه زود گذشت سال89 شد. و چه زود تحویل سال 90 شد.پارسال سال خوبی نداشتم و همش بد بیاری بود که تقریبا عذاب قبر کشیدم.شکست و بی وفایی عشق ... و کلی چیز دیگه.امسال سال خوبی هست برام. انشالله که جبران کارهای گذشته رو انجام میدم. تقریبا 9 ساعت با پایان سال باقی نمونده .الان لحظه تحویل سال تو ذهنم مجسم شده که همه جا ساکت میشه .لحظه ای بعد .صدای انفجارسکوت رو میشکنه. و دری ررری دری ررری دری ررری عید تون مبارک. لحظه ی تحویل سال ما رو هم فراموش نکنید. البته فراموش میکنید همه به فکر این هستن که عید شده .... به هر حال سال خوبی رو براتون ارزو میکنم یادش بخیر اونوقت ها تا میخواستم بهت زنگ بزنم نمیرفتم سر فترچه تلفن تا پیدات کنم شمارتو حفظ بودم تند تند میگرفتم یادته بهم گفتی میخوای بری منم گفتم برو . . . امروز یه خبر برات دارم شمارت از یادم رفت همونطوری که خودت از یادم رفتی دل من دیگه بسه اخه اون که میخوایی تو دیگه نمیاد...باید بدونی یه روزی دوباره اگه بیاد.اونوقت اونه که دیگه حتی تو رو نمیخواد.دل من ایجوری اخه تنها میمونی.... شبی زنی در فرودگاه در انتظار پرواز هواپیما بود در فروشگاه فرودگاه کتابی نظرش را جلب کرد آن را به همراه یک بسته بیسکوئیت خرید و جایی برای نشستن پیدا کرد.... سال ماه گذشت و دوباره اغازی شد برای ما.نمیدونم چرا اینقدر سال زود گذشت.رسیدم دوباره به 12/3 که طلوع من نامیده و غروبش را مانده تا خدایش بنمامد.72/12/3. به این فکر میکنم که اگه یه صفر جلوی عدد سه بود چقدر بی نصیب و بدشانس بودم. چون 4 سال یک بار تولدم تو یال کبیسه میشد . هه. شایدم چهار سال میگذشت تازه میشدم 18 یا 19 چه باحال بود. چی رو باحال بود همین حالا به سختی میگذره ... خدا بگم چیکاره کنه این ایرانسل رو. چند ساعته یه شارژ رو میزنم وارد نمیشه یکی دیگه گرفتم اونم وارد نمیشه. فردا یه کار واجب دارم . یارو الاف ما میشه. بلا خره روز تولدم هست.قراره برم تفریح... happy birth ahmad

چیه دلم شکستی واسه کی داری گریه می کنی؟
چیه دلم غریبی چی دیدی داری گریه می کنی؟
میگی گذاشته رفته اونی که مثل نفس تو بود.......
میگی دلت و شکسته اونی که همه کس تو بود............
میگی دیدی نمونده پای همه حرفهایی که زده بود............
دل من میدونم داری دیوونه میشی ولی باز بی خیالش..............
دل من میدونم داری ویروونه میشی ولی باز بی خیالش.....................


ادامه مطلب

ادامه مطلب
| Design By : Pichak |
